![]() |
![]() |
|
| یا اباصالح المهدی ادرکنی |
|
هل من ناصر ينصرني
اين صداي غريبانه امام زمان ماست که همچون امام حسين (ع) فرياد ميکند : کيست مرا ياري کند ؟ شما به عنوان شيعه امام زمان (عج ) چه کاري براي آن حضرت نموده ايد . اگر کاري کرده باشيد مي توانيد توقع ظهور آن حضرت را داشته باشيد ، والا چگونه چنين توقعي خواهيد داشت حضرت بقيه الله (عج ) ميفرمايند : من دعا ميکنم براي موًمني که مصيبت جد شهيدم را ياد آورد وبراي تعجيل فرج وتائيد من دعا کند . « مکيال المکارم »
حضور امام زمان(عج ) در مجالس ما از سيد بحرالعلوم (ره ) تشرفي به پيشگاه امام عصر نقل نموده اند که توجه شگفت انگيز امام زمان (عج )را به عاشورا براي ماآشکار ميکند روز عاشورا علامه بحرالعلوم (رحمه الله عليه ) همراه گروهي از طلاب ، به استقبال عزاداران وسينه زنان مي رود در نزديکي کربلا ، جائي به نام « طويرج » هست که سينه زني ها وسوگواري مردم آنجا مشهور بوده ، چون علامه پيش سينه زنان ميرسد ، ناگهان با آن کهولت سن وموقعيت اجتماعي وديني ، عمامه وعباي خويش را کنار ميگذارد ودر ميان سينه زنان با شوري وصف ناپذير ، سينه ميزند . علما وطلاب همراه علامه ، هرچه ميکوشند مانع او شوند نمي توانند وحتي گروهي از خود آنان هم به علامه مي پيوندند . سرانجام ، مراسم پرشور سوگواري پايان مي يابد وسيد بزرگوار، عبا مي پوشد وبه خانه باز ميگردد، يکي از نزديکان از او مي پرسد : « چه پيش آمد که شما عبا از تن درآورديد وبه سينه زنان پيوستيد ؟»سيد بحرالعلوم در پاسخ ميگويد : « حقيقت اين است که با رسيدن به دسته سوگواران وسينه زنان ، ناگاه چشمم به محبوب دل ها ، کعبه مقصود ، امام عصر (عج ) افتاد .او را ديديم که با سر وپاي برهنه ميان انبوه سينه زنان ، در سوگ جد والايش حضرت سيدالسهدا(ع) با چشماني اشکبار به سر وسينه ميزند . اين منظره من را به حالي انداخت که قرار از کف ربود وسر از پا نشناخته ، ميان سوگواران رفتم ودر برابر کعبه مقصود و قبله ي دلها ، به سوگواري پرداختم . «ديدار يار ص 200»
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 1386/10/21ساعت 10:3 توسط م _ ص |
|
|
به مناسبت نزديک شدن به عيد الله الاکبر عيد سعيد غدير خم فضائلي ديگر از اميرموًمنان علی عليه السلام خدمت دوستداران حضرتش تقديم ميدارم واگرچه هيچ زبان وقلمي نمي توانند حق مطلب را ادا کنندولي اميدوارم اين ذره ي ناچيز مورد قبول درگاه سليمانيشان قرار گيرد
قضيه اول : آن حضرت برمرکب رسول خدا (ص) سوارشده وهمراه مردم از کوفه بيرون آمدند تا کنار رود فرات رسيدند . پس حضرت پياده شده وضو ساختند وبه تنهائي نمازي خواندند ، ومردم ايشان را مي ديد ند سپس دعاهائي خواندند که مردم شنيدند . آنگاه درحالي که تکيه به چوب دستي خويش نموده بودند به سوي فرات پيش آمده وبرروي آب زده وفرمودند : " به اذن پروردگار فرو بنشين " ناگهان آب فرو رفته به صورتي که ماهيها درقعر آن نمايان شدند وبسياري از آنان بر آن حضرت به عنوان " اميرموً منين " سلام کردند . دسته اي همچون جري ومار ماهي و زمار سخن نگفتند . مردم تعجب کردند وعلت تکلم دسته اي وسکوت بقيه را سوًال کردند ؟ حضرت فرمودند :" آن ماهي ها که پاکيزه بودند به سخن آمدند و آن دسته که حرام ونجس و ازولايت ما دور بودند ، ساکت ماندند .«بحارالانوار268/41»
قضيه ي دوم : در روز جنگ خيبر پس از آن که مرحب خيبري به دست اميرالموًمنين (ع) به دونيم گرديد وبرزمين قرار گرفت ، جبرئيل درحالي که خنده ي تعجب برلب داشت برپيامبر فرود آمد . رسول خدا(ص) فرمودند : " ازچه تعجب کرده اي ؟ " عرض کرد : همانا فرشتگان در صومعه ها و جايگاه هاي آسمانها ندا مي کنند " لا فتي الا علي لا سيف الا ذوالفقار " ولي تعجب من بدان جهت است که : آن زمان که امرشدم قوم لوط را هلاک سازم ، شهرهاي آنان را که هفت شهر از زمين هفتم زيرين تا زمين هفتم بالا بود بر پري از بالهايم قرار دادم وآنقدر آن را بالا بردم که حاملان عرش صداي خروسها وگريه ي اطفالشان را مي شنيدند و تا صبح به انتظا رامر خداوند ايستادم وآن را جابجا نکردم . اما امروز که علي (ع) ضربت هاشمي را فرود آورد من ماً مور شدم زيادي قبضه ي شمشير اورا نگه دارم تابرزمين فرود نيايد وبه حمل کننده ي زمين نرسد وآن را به دونيم نکند تا زمين واهل آن واژگون گردد . دراين هنگام فشار زيادي شمشير علي (ع) سنگين تر از شهرهاي قوم لوط بود و اين درحالي بود که اسرائيل و ميکائيل بازوي علي (ع) را درهوا به قبضه ي خويش گرفته بودند .«مشارق انواراليقين : 110؛ مدينة المعاجز:426/1»
قضيه سوم : حضرت امام صادق (ع) فرمودند : " ولايت من نسبت به علي ابن ابيطالب (ع) محبوب تر از ولادت من ار آن حضرت مي باشد . زيرا ولايت علي (ع) برمن واجب است و ولادت من از اوبرايم فضليت است .«بحارالانوار:299/39،ح105»
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1386/10/03ساعت 12:3 توسط م _ ص |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
بسمه تعالی
مطالبی که دراین وبلاگ اورده می شود بیشتر درمورد خصوصیات فردی واخلاقی کسانی است که نه تنهادر زمان خود بلکه برای نسلهای آینده نیزبه نحوی الگو واسوه ی رفتاری بسیار خوبـــــی بوده اند که هدف بیشتر عبرت و پند گرفتن از نقل چنین قضایا است . امید که مورد توجه دوستان قرار کیرد. |
| نوشته های پیشین |
|
بهمن 1386 دی 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 |
| پیوندها |
|
قالبهای بلاگفا |
|
RSS
|