![]() |
![]() |
|
| یا اباصالح المهدی ادرکنی |
|
بسم الله الرحمن الرحيم
همایش سیمای حسین علیه السلام در آینه روایات و آیات ... اللهم صل علي الحسين بن علي سيدالشهدا من الاولين و آلاخرين و سيد شباب اهل الجنه اجمعين ريحانه الرسول و قره عين الزهرا البتول ، اللهم صل علي روحه الطيب الذي قبضته اليك و جعلته في اعلا عليين و صل علي جسده الطاهر المطروح علي التراب في ارض كربلا . سيماي حسين عليه السلام در قرآن در قرآن كريم چهره زيبا و درخشان امام حسين عليه السلام به بهترين وجهي ترسيم شده است و تصويري را كه قرآن از سيدالشهدا امام حسين عليه السلام نموده حيرت انگيز و بسيار تحير افزاست ... براي تشريح اين معنا مقدمه اي ذكر ميكنم : 1- نفس اماره ، و آن نفس اغواگر است كه آدمي را به بدي وادار كرده و به انحراف سوق ميدهد . خداوند متعال از قول حضرت يوسف صديق ميفرمايد : ان النفس لاماره بالسوء الا ما رحم ربي ( يوسف 53 ) راستي كه نفس به شدت و با اصرار آدمي را به بدي و نادرستي امر ميكند مگر آنكه رحمت خدا دستگيري كند . 2- نفس لوامه ، و آن نفس ملامتگر است كه چون انسان كار نادرستي انجام دهد و مرتكب كار خلاف و زشتي گردد به زشتي او بر مي خيزد و او را به شدت زير تازيانه ملامت مي اندازد . خداوند در اين باره ميفرمايد : لا اقسم بيوم القيامه و لا اقسم بالنفس اللوامه ( قيامت 1-2 ) سوگند به روز قيامت و سوگند به نفس ملامتگر . آري اين همان وجدان بيدار انسان است كه او را به خاطر تخلفات و ارتكاب جرايم در فشار ميگذارد و گاهي خواب و استراحت را از چشمان او مي گيرد اشد عقوبتها و ناراحتيها را براي او پيش مي آورد و احيانا او را به سر حد جنون و ديوانگي ميرساند . 3- - نفس ملهمه ، و آن الهام كننده خير و خوبيها و روشن كننده راهها براي انسان است . قرآن كريم در اين باره مراجعه به حالات امام حسين عليه السلام بويژه وضع روحي آن پيشواي آزادگان در شب و روز عاشورا ، كه آلام ، دردها و گرفتاريهاي شكننده و جانكاه حضرتش را احاطه كرده بود ، بيانگر آن است كه امام حسين عليه السلام ، نفس مطمئنه و صاحب نفس مطمئنه بود . مواجهه با آن بلاها و مشكلات گوناگون و فراگير ، كوه گران را در هم مي شكند ، ولي حجت بالغه خدا ، حضرت حسين بن علي عليه السلام ، با وقار خاص خود همه آنها را گذرانيد و در ميان اين امواج بلا ، مقصد اعلاي خود را دنبال كرد تا به هدف نهايي خود نايل و واصل گرديد . امام صادق عليه السلام فرمودند : نویسنده متون جناب آقای قریشی مدیر محترم وبلاگ بنت الحیدر |
|
+ نوشته شده در
جمعه 1386/05/26ساعت 10:57 توسط م _ ص |
|
|
يکي از عاشقان وشيفتگان حضرت بقيه الله (عج) که با خواندن شرح حالات نوراني اش روح
انسان به سوي معنويات پرواز مي کند ، مرحوم حاج ملاآقاجان زنجاني رحمه الله عليه است اين مرد الهي که همان آيت اله شيخ محمود عتيق زنجاني است به خاطر عشق ومحبت بالاي او نسبت به ائمه اطهار عليهم السلام مخصوصا" امام عصر«روحي له الفدا» گاهي اورا مجنون ميخواندند . ايشان همان عارف شيفته اي است که دردفعات متعدد به محضر مقدس حضرت بقيه الله روحي فدا مشرف شد . او همان کسي است که به عنوان دربان حضرت سيدالشهدا (ع) نام گرفته وحضرت سيدالشهدا لقب عتيق را به او داده وفرمودند : « انت عتيق » .
اينک درآستانه سالگرد رحلت آن مرحوم وبنا بر توصيه ي دوست عزيزمان برآن شدم تا چند عبارتي راجع به حالات معنوي آن عزيز را براي شما محبين اهل بيت وخوانندگان محترم در ذيل بياورم اميد که مورد قبول درگاه حضرت قرار گيرد .
حضرت آيت الله ابطحي استاد عزيز وبزرگوارمان در کتاب ارزشمند پرواز روح بخشي از حالات آن مرحوم را در مسجد کوفه چنين بيان مي دارند: .............وقتي به مسجد کوفه رسيديم قبل از آن که به اعمال آن مسجد مقدس بپردازيم ، حاج ملاآقاجان مارا درگوشه اي ، طرف راست مسجد نشاند وگفت : اين طرف مسجد براي نشستن افضل است وسپس فرمود : دراين مسجد هزار پيغمبر وهزار وصي پيغمبرنما ز خوانده اند. او مي گفت : اگر چشم برزخي باز مي بود ، مي ديديد که طرف چپ و راست اين مسجد باغ هائي است از باغ هاي بهشت ......و خود آن هم باغي است از باغي هاي بهشت . ومي ديديد که وقتي نماز درآن ميخوانيد در نامه اعمالتان به جاي يک رکعت که خوانده ايد ، اگر نماز واجب باشد ، هزاررکعت نوشته مي شود واگر نما زمستحبي باشد پانصد رکعت نوشته خواهد شد ومي ديديد که ملائکه موظفند که اگر حتي شما عبادت ويا ذکر ويا تلاوت قرآن هم نکنيد فقط بخاطر آن که درآن نشسته ايد ، براي شما درنامه اعمالتان عبادت بنويسند پس قدر بدانيد وضمنا" متوجه باشيد که امام زمانتان بيشتر اوقات در اين مسجد بوده اند و جاي پاهاي مبارکشان در تمام مقامات اين مسجد احساس مي شود . وبکوشيد با عشق و محبت به آن حضرت قدم در اين مقامات بگذاريد سپس ازجا برخواست و در وديوار و زمين ومقامات مسجد را مي بوسيد واشک مي ريخت و مي گفت : « آقاجان .......قربان جاي پايت» « توعزيز ، اينجا قدم گذاشته اي ، تو محبوب ، اينجا نماز خوانده اي قربانت گردم ، فدايت شوم ، صداي مناجاتت د راين فضا طنين انداخته وبه اين سرزمين ومسجد آبرو داده » . او بالاخره مدتي با امام زمانش اظهار عشق کرد وبا اوحرف زد مثل اينکه اورامي ديد واين اشعار حافظ را به آن حضرت عرض مي کرد: گه آه کشم از دل وگه تیر تواز جان پيش تو چه گويم که چه ها مي کشم از د ل وصف لب لعل تو چه گويم به رقيبان نيکو نبود معني رنگين به جاهل هرروزچو حسنت زدگرروزفزون است مه را نتوان کرد به روي تو مقابل دل بردي وجان ميدهمت غم چه فرستي چون نيک غمينيم چه حاجت به محصل حافظ چو تو پا در حرم عشق نهادي دردامن او دست زن و ا زهمه بگسل سپس رو به ماکرد وفرمود: راز موفقيت ، همين شعر آخراست ، يعني حالا که پا درحرم عشق گذاشته ايد ، به مسجد کوفه آمده ايد ، خود را به پاي معشوق انداخته ايد ، بکوشيد که غير از او دوري کنيد . محبت غير او را دردل نگيريد . و دست از دامن معشوقتان حضرت بقيه الله (عج) برنداريد ...............قبل از آن که آن مرحوم اعمال مسجد راشروع کند به ما گفت :« مسجد کوفه انسان ساز است ، روزي اين مسجد مقر زندگي و حکومت انسان کاملي چون علي بن ابيطالب (ع) بوده است و روز ديگري هم مقر حکومت انسان کامل ديگري به نام حجة بن الحسن ارواحنافداه خواهد بود ». واما اکنون پس از حدود نيم قرن از پرواز روح آن مرغ باغ ملکوت ، روح بزرگ ايشان معين انسانهاي بسياري بوده وحتي پس از رحلت نيز دست هدايت ايشان راهگشاي زندگي عاشقان بسياري بوده است . « صلوات ودرود خدا بر او باد » |
|
+ نوشته شده در
جمعه 1386/05/12ساعت 11:43 توسط م _ ص |
|
|
..بسم الله الرحمن الرحيم...
همايش دوره اي اينترنتي زينب شناسي با عنايت بي بي زينب کبري از امشب کار خودش را شروع ميکنه... مقدمتا به بررسي القاب زينب کبري سلام الله عليها مي پردازيم چون معرفتي که ميشه از خود اين بزرگواران و القاب و سخنانشون بدست اورد از راه ديگه سخت بشه تونست .. .معرفت به مقامات اهلبيت و معرفت به وجود مقدس اين بزرگواران تنها از راه هدايت گفتاري و عملي اونها ميسر هست اما قبل از بررسي القاب آن بزرگوار اسرار اسم ايشون رو بازگو ميکنيم ... زينب چهار يا پنج حرف است : زا" اشاره به مادرش زهرا ، که بهره وافي از کمالات مادر را به ارث برده يا " کنايه است از پدر بزرگوارش علي عليه السلام ، و حکمت تقديم مادر بر پدر ، همانا علاقه سنخيت و وحدت در انوثيت است نون " کنايه است از دو برادرش حسنين ، چون قدر جامع بين آن دو بزرگوار نهايت المقامات است که مقام وصول با " کنايه است از جد بزرگوارش " النبي الامي العربي " و بنابر پنج حرف که زين اب باشد : الف اشاره به احمد ، نون کنايه از حسن ، يا اشاره به حسين ، چون اين مخدره از کمالات هر يک از خمسه النجبا نصيبي برده ، لذا خلاق عالم خواست که مقامات و کمالات اين بانوي بزرگوار بر موجودات و ظاهر و هويدا گردد که مردم به مقاماتش خبير و به شئوناتش بصير باشند لذا خود اسمي برايش اختيار کرد که مظهر مقامات او باشد تا مردم او را بشناسند و به واسطه توسل به او مقرب شوند و اين مقام کمي نيست براي ان محبوبه الهيه ... که خداوند متعال نام او را معين کرده زيرا که اين خصايص خواص درگاه احديت است و هر کس به اين مقام محمود نرسد چنانچه فقط به چند تن از اينهمهمقرب از خواص نام برده حضرت ادم حضرت يحيي حضرت عيسي و حضرت محمد صلي الله عليه و آله که آيه شريفه وافي هدايه ياتي من بعدي اسمه احمد ( صف 6 ) عالميان رابشارت داده و کذلک انوار قدسيه علو يه و فاطميه و حسنيه و حسينيه را نيز به اين خصوصيت امتياز داده چنانچه اسناد و روايات نيز تاييد ميکنند ولي به اختصار کمال الدين و تمام النعمه را شاهد مي اورم... و از جمله کساني که به اين خصوصيت مخصوص شده رضيع ثدي عصمت ، صديقه صغري ، زينب کبري ، بوده و در اين خصوص خبري است که ميفرمايد : چون چند روزي از ولادت آن مظلومه گذشت حضرت صديقه طاهره خدمت اميرالمومنين عليه السلام عرض کرد : اي حجت خدا ، بر اهل زمين و آسمان در تاخير نامگذاري اين دختر چه سري وجود دارد ؟ فرمود : يا بنيه الصفوه ، و مي گريست . در آن حال جبرئيل ازجانب خداوند تبارک و تعالي بر آن حضرت نازل شد سلام و تحيت بجا اورد و عرض کرد : يا رسول الله خدايت سلام ميرساند و ميفرمايد : اي حبيب من ! نام اين دختر را زينب بگذار ( ناسخ التواريخ ) پس پيغمبر صلي الله عليه و اله اسم آن مظلومه را زينب نهاد حضرت رسالت صلي الله عليه و اله قنداقه آن مولود گرامي را طلبيد و به سينه چسبانيد و بوسيد و فرمود : وصيت ميکنم حاضرين و غايبين امت را که اين دختر را به حرمت پاس بدارند . همانا وي به خديجه کبري مانند است ... توصيه پيامبر در حق او دليل بر کمال رفعت و منزلت اوست چرا که فرمايشات پيامبر همه به امر الهي بوده به نص کريمه : و ما ينطق عن الهوي ان هو الاوحي يوحي چه شبيه است اين توصيه به توصيه اي که در حق مادر و پدر و برادران او فرموده اند مع الاسف کساني را که پيغمبر اينقدر دوست داشت و توصيه نمود و خداوند متعال گرامي داشت و اطاعت آنها را فرض فرموده و محبت آنان را اجر رسالت قرارداد امت بد آنچنان اديت و ازار نمودند که اگر خداوند متعال اذيت آنها را واجب نموده و پيغمبر تبري از آنان راجزو اصول دين و مذهب قرار داده بود زياده از اين مقدار اذيت آنها متصور نبود ... ادامه مطلب رادروب یاس به آدرس http://baran26.blogfa.com/ دنبال فرمائید « لازم به ذکراست که متن همایش توسط مدیر محترم وبلاک بنت الحیدرجناب آقا ی قریشی تهیه گردید ه است » |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1386/05/09ساعت 1:37 توسط م _ ص |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
بسمه تعالی
مطالبی که دراین وبلاگ اورده می شود بیشتر درمورد خصوصیات فردی واخلاقی کسانی است که نه تنهادر زمان خود بلکه برای نسلهای آینده نیزبه نحوی الگو واسوه ی رفتاری بسیار خوبـــــی بوده اند که هدف بیشتر عبرت و پند گرفتن از نقل چنین قضایا است . امید که مورد توجه دوستان قرار کیرد. |
| نوشته های پیشین |
|
بهمن 1386 دی 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 |
| پیوندها |
|
قالبهای بلاگفا |
|
RSS
|