تبليغاتX
اسوه
یا اباصالح المهدی ادرکنی

سالروز تخريب حرمين مطهر عسگرين را به پيشگاه مقدس حضرت بقيه الله (عج)

تسليت عرض مي نمايم

           

از امام حسن  عسگري (ع) روايت  شده که  مي فرمايند :

پارسائي وتقواي الهي را  پيشه کنيد ومايه  افتخار و زينت ما باشيد ، نه  مايه سرشکستگي ما  ( بحار ج 78 ص 372)

به دليل تقارن با  سالگرد تخريب حرمين مطهر سامرا  خاطره اي از  رفتن به زيارت آن امامان عزيز بيان مينمايم

         

حدود سه سال پيش که به زيارت عتبات عاليات در عراق مشرف شده بودم و حدود 9 ماهي بود  که عراق

بدست نيروهاي اشغالگر آمريکائي افتاده بود

هنگامي که با  توسلات وعنايات  ويژه ي اهل بيت (ع)  به مرز ايران وعراق واقع در مهران رسيديم

از زائراني که  برمي گشتند  سوًال نمودم که آيا به سامرا هم رفته اند يا نه وهمه  آنها  جواب منفي 

ميداند  وميگفتند به  خاطر ناامني کاروانها نمي برند خيلي دلم سوخت ومي گفتم خدايا اين زيارت را با

اين موقعيت ( نامساعد بودن وضعيت جسمي )  به  ما ارزاني داشتي کمکمون کن که اين راه را آمديم به

زيارت امامان عزيز در سامرا هم شرفياب شويم .

 به هر صورتي که بود به کربلا رسيديم بعد از دوسه روز زيارت در کربلا ونجف اشرف دوباره به زيارت  امام 

حسين (ع)  مشرف شده و در آن  جامتوسل به جناب حبيب بن مظاهر شديم و از روح بلند آن بزرگوار

براي زيارت به سامرا کمک خواستيم فردا صبح شنيديم که راه زيارت سامرا  به طورموقت باز شده  با

شنيدن اين  خبر با ذوق وشوق فراوان چون بدون کاروان رفته بوديم به اندازه خانواده بليط رفتن به سامرا

را  تهيه  کرده و با يکماشيني که  جمعا 12 ايراني بوديم به طرف سامرا حرکت کرديم   چون شنيده بوديم

که ممکنه در بين راه توسط ماً مورين برگردانده شويم دربين راهکه به زيارت کاظمين و امامزاده سيد

محمد رفتيم متوسل به آن عزيزان هم شديم نزديک سامرا  ترافيک عجيب و بسيار سنگيني بود چون

زائران باز شدن راه را متوجه شده بودند و همه  به طرف سامرا براي زيارت مي آمدند  ورودي به شهر

توسط ماًموران کنترل ميشد واگر به کسي مشکوک ميشدندماشينش را متوقف ميکردند

با  خواندن چند دعا  وذکر صلوات از اين گذرگاه  هم به خوبي  عبور کرديم وقتي به پشت ديوارهاي حرم

رسيديم حال منقلبيداشتيم ومقارن بود با اذان  ظهر به  افق آن شهر ولي متاً سفانه  اذاني که از حرم

مطهر اين امامان بزرگوار پخش ميشد ذکر اشهد ان علي ولي الله را نمي گفت

آنجا غربت ومظلوميت امام هادي (ع) و امام عسگري(ع) و همچنين مظلوميت شيعه را  بيشتر فهميديم و

واقعا سوختيم 

البته قبلا شنيده  بوديم از خود مردم عراق در کربلا  که 95% مردم شهر سامرا اهل تسنن هستند ولي

اينقدر غربت را که اذان حرم هم اين ذکر را نداشته باشد نمي دانستيم

راننده فقط 2 ساعت وقت داد که ما به زيارت برويم چون به  دليل مسائل شديد امنيتي بايد تا شب

نميشد به کربلا برسيم به هر وسيله و سوز وگدازي بود زيارت  را کرديم آن هم در ازدحام جمعيت شيعه و

زائر ايراني که  همه فرصت را  غنيمت شمرده بودند، در اين فاصله صداي خمپاره  و شليک تانکهاي

آمريکائي ملعون گاهگاهي شنيده ميشد .

موقع برگشتن راننده عرب خيلي ترسيده بود و فرياد ميکرد که چرا دير آمده ايد براي همين از ميان بر راه

استفاده کرد که گير ماً موران آمريکائي نيفتيم اتفاقا از آن راه ميان بر  ماشين  ما توسط نيروهاي پليس

عراق متوقف شد وبعد از تفتيش وگشتن وسايل ولوازماتمان اجازه  عبور را دادند و با صحتکامل زير سايه

امامان بزرگوارمان بعد از زيارت دو طفلان مسلم (ع) به کربلا باز گشتيم که روز بعد  متوجه شديم دوباره

به  دليل درگيري راه را بستند

حتي از دوستانمان  که در همان  موقع کربلا بودند  بعدا که پرسيدم گفتند ما  تا نزديک سامرا رفتيم

وديگه اجازه ندادند داخل شهر برويم لذا از همان راه دورزيارت کرديم .

 وما براي اين توفيق ولياقت سجده شکر به جا آورده از جناب حبيب بن مظاهر که  واسطه اين زيارت شده

بود تشکر کرديم .

انشاالله  هرچه زودتربا  فرج آقاي مظلوممان و نابودي دشمنان اسلام  همه شيعيان در آرامش وامنيت

کامل به زيارت امامان و اوليا دين در عراق مشرف بشوند .

                               اللهم عجل لوليک الفرج

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1385/11/23ساعت 15:3  توسط م _ ص | 
 آجرک الله يا بقيه الله في مصيبة جدک الحسین (ع)        

قسمتي از زيارت ناحيه ي مقدسه امام زمان (عج) خطاب به  جد

مظلومشان اباعبدالله الحسين (ع) :

سلام بر آن کسي که  خداوند شفا  را درتربت او قرار داد

سلام برآن کسي که فرشتگان آسمان

براو  گريه کردند

سلام بر تو ، سلام کسي که  اگر باتو درکربلا بود ، روح و تن  ومال و فرزندانش  را فداي تو مي نمود و

جانش فداي جان تو و خانواده اش سپر بلاي اهل بيت تو بودند

فرشتگان آسمان از صبر تو تعجب کردند، آن گاه که دشمنان از همه طرف به تو هجوم آوردند وتو را به

سبب زخم وجراحتها ناتوان ساختند و راه رفتن را برتو بستند ، با آنکه هيچ ياوري برايت نماند ولي تو

حسابگر وصبور بودي و از زنان  وفرزندانت دفاع مي نمودي تا  آنکه با بدن مجروح از اسب بر زمين

افتادي ................

سلام بر آن محاسن به خون خضاب شده ، سلام بر آن گونه خاک آلوده ، سلام بر آن بدن برهنه 

، ...................

 

حضور موً ثر زنان در عاشورا

زنان شيعه همواره در طول تاريخ داراي قلبهاي سرشار از عشق ومحبت نسبت به خاندان  عصمت

وطهارت بوده اند ، البته زماني که  محبتهاي قلبي آنان  آنها را تحت اطاعت وولايت ائمه اطهار (ع) درآورد

به حقيقتي ميرسند که مال وجان و همه چيز خود را در راه رضاي امام زمانشان نثار ميکنند .

اکنون به  عنوان  نمونه جرياناتي از برخي از  زنان  کربلائي ، براي عبرت  گرفتن وبيدار شدن دلها ،

خدمتتان ارائه  مي نمايم .

 

                            
"مادر وهب "                                                                    

آن روز که آتش جنگ در کربلا شعله ور شده بود ، وهب پسر عبدالله بن حباب نيز به  ميدان شتافت .

مادرش به او گفت : " فرزندم ، پسر رسول خدا(ص)را درياب " . پس از حمله هاي متعدد وکشتن عده اي

از دشمنان به سوي مادر برگشت و صدا زد " مادر آيا ز من راضي شدي ؟ " مادر وهب گفت : " آنگاه

از تو راضي ميشوم که در برابر فرزند پيامبر کشته شوي و در خون خود دست وپا بزني ! " وهب بار ديگر

به  ميدان برگشت و بعد از چند لحظه به شهادت رسيد . همين که مادر سر فرزندش را ديد، آن را برداشت

وبوسه زد . آنگاه ستون خيمه را برداشت و با جمله اي شگفت آور ، دو نفر را کشت در اين لحظه

امام (ع) دستور بازگشت داد و به او فرمود : " مطمئن باش خدا با  تو است و اميد تورا  قطع نخواهد  کرد .

تو و فرزندت در بهشت با پيامبر و دودمان او خواهيد  بود . « مقتل خوارزمي ، ج 2 ص 12 »


 "همسر علي بن  مظهر "                                                           

هنگامي که امام  حسين  (ع) به اصحاب خود اجازه  برگشت  داد و فرمود: هرکسي که  خانواده اش

همراه اوست ، امشب او را  به  محل امني برساند ،علي بن مظهر به خيمه خود رفت وسخنان  امام را 

بازگو کرد ف همسرش از شنيدن  سخنان  امام  گريست وگفت : اي علي ! درباره  من انصاف نداري ،

تو خود ميخواهي ورد بهشت  شوي ومن از آن محروم بمانم !  علي به خدمت امام برگشت وسخنان

همسرش را بازگو کرد و هنوز امام چيزي نفرموده بود که آن زن با صداي بلند گفت " آيا ما قابليت خدمت

به دختران  وخواهران تو را نداريم ! " اين جمله سبب شد حضرت اجازه دهند زناني که  خودشان

ميخواهند در غم  خاندان اهل بيت  شريک باشند ، در کاروان بمانند . «عيان الشيعه ج 3 ص 482»

 

" قمر ، همسر عبدالله بن عمير بي "                                       

هنگامي که عبدالله در روز عاشورا، دست راست  ويکي از پاهايش بوسيله دشمن قطع شد ، همسر

عبدالله صحنه را از دور تماشا ميکرد، عمود خيمه را از جاي کند و ضمن گفتن اين  جملات به لشکر حمله

کرد " پدر ومادرم به فدايت ، د ر راه خاندان پاک پيامبر به نبرد ا دامه بده ." وامام فرمودند:

" خداوند به شما جزاي خير دهد ، تو را رحمت  کند  به سوي زنان برگرد وبا  آنان باش . " وقتي عبدالله

 به شهادت رسيد ، قمر بر سر جنازه اش حاضرشد ودر حالي که خونهاي چهره اش را پاک ميکرد ،

گفت : بهشت گوارايت باد . از خداوند ميخواهم مرا باتو به بهشت ببرد . شمر که  اين اوضاع را مشاهده

کرد به غلامش دستور داد  سر آن زن را با عمود بکوبد و بدين  گونه بود که آن زن مجاهد در کنار

همسرش به شهادت رسيد ودر بهشت به  او پيوست .«رياحين الشريعه ج3 ص482 
 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1385/11/09ساعت 7:56  توسط م _ ص | 
هل من ناصر ينصرني

اين صداي غريبانه امام زمان ماست که همچون امام حسين (ع) فرياد  ميکند :

کيست  مرا ياري کند ؟

شما به  عنوان شيعه  امام زمان (عج ) چه کاري براي آن حضرت نموده  ايد .

اگر کاري کرده باشيد مي توانيد توقع ظهور آن حضرت را  داشته باشيد ، والا چگونه چنين توقعي خواهيد

داشت

حضرت بقيه الله  (عج ) ميفرمايند :

من دعا  ميکنم براي موًمني که مصيبت جد شهيدم را ياد آورد وبراي تعجيل فرج

وتائيد من دعا کند . « مکيال المکارم »

 

 

 حضور امام زمان(عج ) در مجالس ما

از سيد بحرالعلوم (ره ) تشرفي به پيشگاه امام عصر نقل نموده اند که توجه شگفت انگيز امام زمان

(عج )را به عاشورا براي ماآشکار ميکند

روز عاشورا علامه بحرالعلوم (رحمه  الله  عليه ) همراه گروهي از طلاب ، به استقبال عزاداران  وسينه

زنان مي رود در نزديکي کربلا ، جائي به نام « طويرج » هست  که سينه زني ها وسوگواري مردم آنجا

مشهور بوده ، چون علامه پيش سينه زنان ميرسد ، ناگهان با  آن کهولت سن وموقعيت اجتماعي وديني

، عمامه وعباي خويش را  کنار ميگذارد ودر ميان سينه زنان با شوري وصف ناپذير ، سينه ميزند .

علما وطلاب همراه علامه ، هرچه ميکوشند مانع او شوند نمي توانند وحتي گروهي از خود آنان هم به

علامه مي پيوندند .

سرانجام ، مراسم پرشور سوگواري پايان مي يابد وسيد بزرگوار، عبا مي پوشد وبه خانه باز ميگردد، يکي

از نزديکان از او مي پرسد :

« چه پيش آمد که  شما  عبا از تن درآورديد وبه سينه زنان پيوستيد ؟»سيد بحرالعلوم در پاسخ ميگويد :

« حقيقت اين است  که با رسيدن به  دسته سوگواران وسينه زنان ، ناگاه چشمم به  محبوب دل ها ،

کعبه مقصود ، امام عصر (عج ) افتاد .او را ديديم که با سر وپاي برهنه ميان انبوه سينه زنان ، در سوگ

جد والايش حضرت سيدالسهدا(ع) با چشماني اشکبار به سر وسينه ميزند . اين منظره من را به  حالي

انداخت که قرار از کف ربود وسر از پا نشناخته ، ميان سوگواران رفتم ودر برابر کعبه مقصود و قبله ي دلها  ،

 به سوگواري پرداختم . «ديدار يار ص 200»

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1385/11/04ساعت 10:2  توسط م _ ص | 
  فرا رسيدن  ايام  محرم ، ماه غم واندوه را به ساحت  مقدس حضرت بقيه الله (عج ) تسليت عرض مينمايم

به  همين خاطراز نقل  جريانات پربار ومعنوي مرحوم سيد  کريم پينه  دوز  موقتا"  صرف نظر ميکنم 

وحکايات ومطالب آموزنده  ديگري پيرامون اين  ماه  عزيز خدمت همه  دوستان  وخوانندگان  محترم ارائه 

ميدهم . اميد است اين عمل ناچيز مورد رضاي خدايتعالي ونظر اهل بيت (ع) قرار گيرد .

 
روز اول محرم روز اول سال قمري وروز شروع اندوه و ماتم ائمه اطهار(عليهم اليلام ) است از امام رضا(ع)

نقل است  که  فرمودند : 

« اي پسر شبيب !روز اول محرم  روز آغاز حزن  ما  اهل بيت  (ع)  است  چون  ماه  محرم  وارد ميشد ،

پدرم  موسي بن جعفر (ع) را کسي خندان  نمي ديد وحزن  واندوه پيوسته براو غالب ميشد تا روز دهم .

هنگامي که روز عاشورا  ميشد ، آن روز ، اوج مصيبت  وحزن  وگريه او بود ومي فرمود :امروز روزي

است  که  حسين (ع)  شهيد شده است . اي پسر شبيب اگر ميخواهي بر چيزي گريه کني ، بر حسين

بن علي (ع) گريه کن که براستي اورا ذبح کردند همانطور که  گوسفند را  ذبح ميکنند .»  ( اقبال الاعمال

سيد بن طاووس فصل اعمال ماه  محرم )


جناب حاج شيخ علي اکبر نهاوندي در توضيح روايتي که در فضيلت گريه بر سيدالشهدا(ع) وارد شده در

کتاب عبقري الحسان تشرف زير را  از علامه سيد بحرالعلوم نقل ميکند :

روزي سيد  بحرالعلوم( رحمه الله عليه ) به شهر سامرا  ميرفت ،  در بين راه  درمورد گريه بر امام  حسين

(ع) که  کناهان را  مي آمرزد، فکر ميکرد که  ناگهان عربي را  که سوار براسب بود ديد که به طرف او آمد

وپس از سلام به  او فرمود:

جناب سيد شمارا  در تفکر ميبينم ، به  چه چيزي فکر ميکنيد ؟ اگر مسئله ي علمي است بيان  کنيد ،

شايد من هم چيزي بدانم .سيد  بحرالعلوم ميگويد : به اين  مطلب فکر ميکردم  که چگونه ميشود

خدايتعالي  اين همه ثواب به زائرين وگريه  کنندگان بر حضرت سيدالشهدا(ع) بدهد ودر هر قدم که زائر

برميدارد ثواب يک حج ويک عمره در عملش نوشته شود وبراي يک قطره اشک ، تمام گناهان صغيره

وکبيره اش آمرزيده  گردد!

آن سوار عرب فرمود:

تعجب نکن من براي شما  مثلي مي آورم تا جواب اين  سوًالات داده شود .

روزي سلطاني که در شکارگاه از نوکران  وخادمانش جداشده وآنها را گم  کرده بود ، وارد خيمه اي شد ،

پيرمردي را با پسرش در گوشه خيمه ديد که آنان بزي داشتند  که از شير آن زندگي آنها تاًمين ميشد

وغير از آن چيز ديگري نداشتند . آن پيرمرد با آنکه سلطان را  نمي شناخت اما براي اکرام مهمان بز را

براي سلطان  کشت وطعامي تهيه  کرد آن شب سلطان در آنجا  ماند وروز بعد به قصر خود برگشت ، وزراء

ونزديکانش را جمع نمود وقضيه ديشب خود را  براي آنها تعريف کرد وسپس پرسيد :

به نظر شما من خدمت آن پيرمرد را  چگونه جبران نمايم ؟

يکي از وزراء گفت : صد گوسفند به او بدهيد ، ديگري گفت : صد  گوسفند وصد اشرفي ! ديگري گفت :

فلان  مزرعه را به ايشان بدهيد ! اما  سلطان پس از اندکي تاًمل گفت : حقيقت اين است  که من  هرچه

بدهم کم است ، هروقت سلطنت وتاج وتختم را دادم آن وقت جبران به مثل نموده ام ! چون آنها هرچه

داشتند به  من دادند ، من هم بايد هرچه را  که دارم به آنها بدهم تا  تلافي شود .

حال جناب سيد بحرالعلوم ، حضرت سيدالشهداء (ع) هرچه  داشت از مال ومنال و اهل وعيال و پسر

ودختر و برادر وخواهر وسر وپيکر ، همه  و همه را در راه  خدا  داد ! حال اگر خداوند به زائرين  وگريه 

کنندگان برآ ن حضرت آن  همه اجر وپاداش و ثواب بدهد نبايد تعجب نمود . آن حضرت اين را  فرمود واز نظر

سيد  بحرالعلوم غايب شد .

درراه خدا چو نيست شد هست حسين (ع)                شد عالم  هستي همه پابست حسين (ع)

حــــق داد به خونبــهاي او در دو  جهــــــــان                  ترتيب خدائــــي همه در دسـت حسـين (ع)

+ نوشته شده در  یکشنبه 1385/11/01ساعت 9:23  توسط م _ ص | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
بسمه تعالی
مطالبی که دراین وبلاگ اورده می شود بیشتر درمورد خصوصیات فردی واخلاقی کسانی است
که نه تنهادر زمان خود بلکه برای نسلهای آینده نیزبه نحوی الگو واسوه ی رفتاری بسیار خوبـــــی
بوده اند که هدف بیشتر عبرت و پند گرفتن از نقل چنین قضایا است . امید که مورد توجه دوستان
قرار کیرد.

پیوندهای روزانه
الکوثر
یا ابالفضل العباس (ع)
مسافر زهرا(س)
غذای روح
مجنون ذاکر
پروازتا بی نهایت
سید محمد جوادذاکر طباطبائی
درانتظار زیبائی
ولله حجت ابن الحسن غریب است
بگوشم اینجا بهشت
ام ابیها - ( مادر سادات )
بنت الحیدر
یک قدم تا بهشت
رد پای ایمان
حمید رضا علیمی
کلید باغ بهشت
حیات طیبه
راهی بی انتها
حکمت ناب
محب الحسین
مهدی جان بیا
نورالانوار
یکی از شاگردان حضرت آیت الله ابطحی
عطش عشق
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
بهمن 1386
دی 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
پیوندها
قالبهای بلاگفا
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

مرحوم سید جواد ذاکر